مرتضى راوندى

205

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مردم بسيار خرسند خواهند گشت چنين دستگاه نيرومند جديدى كه درباره‌اش خيلى شنيده‌اند . . . در ايران برپا گردد . خاصه چون بدانند كار سودمندى است به آن روى مىآورند . » ارزانى قيمت زندگى و كارمزد ارزان ، موجب تسهيل اجراى نقشهء مزبور است ( مزد عمله ، روزى هفتصد دينار ، نان از قرار منى يك عباسى ، گوشت منى يك قران بود ) . امنيت هم برقرار است . بنابراين ، كشيدن چنين راه‌آهنى كه راه عمومى تجارت اروپا و هندوستان را تغيير خواهد داد ، كار پرمنفعتى است . اما در نامهء خود ، به وزير امور خارجه ، با اساس فكر كشيدن راه‌آهن مخالفت كرد - از آنكه راه‌آهن عامل ترقى اجتماعى و اقتصادى و نظامى ايران خواهد گرديد و مصلحت سياسى انگليس غير از اينهاست . چنين برهان مىآورد : « صد سال ديگر بايد بگذرد تا ايران فقير ناتوان ، دولت و ملت سست بىتهور و بىابتكار آن ، شايستگى شركت در نقشهء راه‌آهن را پيدا كنند . ساختن راه‌آهن البته موجب افزايش قدرت ايران خواهد گشت ، استعدادهاى آن را كه تاكنون بر اثر فقر و نيازمندى و خمودگى خفته مانده ، بيدار خواهد ساخت . در جهت ديگر ، منحرف شدن راه تجارت مغرب به هندوستان و حتى صدور قسمتى از كالاى اروپا از طريق ايران به هند ، به اهميت و اعتبار ايران بسيار مىافزايد و آن را متكى به انگلستان مىكند . در عين حال سرنوشت تجارت عظيم انگليس با شرق تا خاك چين ، به دست هوس‌كارى اين ملت متقلب و دورو سپرده خواهد شد . هيچ تناسب و تعادلى ميان نفعى كه ايران از كشيدن آن راه‌آهن خواهد برد و فايده‌اى كه براى انگلستان خواهد داشت ، وجود ندارد . » از نظر نظامى ، ايجاد راه‌آهن « ايران را به سرحد هندوستان مىرساند ؛ ايرانى كه قدرت و فعاليت آن با داشتن راه‌آهن خيلى بيشتر از نيروى فعلى آن خواهد بود . اين خود متصرفات انگلستان را در هند به خطر تجاوز نزديكتر مىگرداند . البته حالا از سوى ايران خطرى برنمىخيزد ، اما از رويهء آن در زمان جنگ چه خبر داريم ؟ فراموش نكنيم كه از شرف و ايمان و حق‌شناسى در اين ملك خبرى نيست ؛ سودپرستى و طمع‌جويى انگيزه‌هاى كردار و رفتار مردم آن است . . . اگر روزى ايران و روس متحد گشتند ، راه‌آهنى كه به مرز هندوستان كشيده شده باشد ، بر دشوارى كار ما خواهد افزود . » جان كلامش اينجاست : « ويرانى ناتوانى و فقر و وحشيگرى ، خصوصيات همهء كشورهايى هستند كه در مغرب هندوستان واقع شده‌اند . و همين خصوصيات است كه عامل تحكيم قدرت انگلستان در سرزمين هند گرديده . البته دولتى در اين صدد نيست كه آن حالت عمومى جامعه‌هاى شرقى را تا ابد تثبيت كند ، و آنان را هميشه به همين وضع موجود نگاه دارد . اما هيچ تعهد اخلافى هم ندارد كه در برانداختن آن ويرانى و ناتوانى و فقر و وحشيگرى تلاشى بكند . » گزارش وزير مختار جاى چون و چرا نمىگذارد كه انگيزه‌اش در مخالفت ايجاد راه‌آهن ، همان مخالفتش هست با ترقى اجتماعى و اقتصادى و نيرومند گشتن ايران . البته پيشرفت ايران با منطق سياست استعمار تضاد داشت . » « 1 »

--> ( 1 ) . انديشهء ترقى ، پيشين . ص 338 - 336 .